شمارهٔ ۲۴ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی که می خود همه در جام شمار ریخت
مستی همه در باده و پیمانه ما ریخت
من چون مژه از نشو و نما مانده و چشمم
سرمایه صد ابر برین خشک گیا ریخت
مغرور کرم گلشن خود را به عبث سوخت
کآتش بود آن آب که از روی گدا ریخت
رفتم که کف پای سگان تو ببوسم
رنگ از رخ گلهای گلستان حیا ریخت
غم دید که بی دانه فصیحی نشود صید
آورد کفی اخگر و در دام بلا ریخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیرات عشق و مستی است. ساقی، نوشیدنی خود را در جام میریزد و مستی همه جا را فرا میگیرد. شاعر خود را مانند مژهای میداند که در اثر بیاحتیاطی به حال و روزی افتاده و از آن غم میگوید. او به غرور و دلشکستگی گلشن اشاره میکند و بیان میکند که عشق مانند آتش است. در انتها، شاعر به تواضع خود اشاره کرده و میخواهد پاهای محبوبش را ببوسد، با این حال غم و درد را نیز احساس میکند و تلاشی نامیمون برای جلب توجه و محبت را نشان میدهد. به طور کلی، تصویرسازهایی از احساسات عمیق و تضادهای عاشقانه در این شعر وجود دارد.