نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن

تیغ بیکار نشسته‌ست تمنایی کن

چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت

پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن

نام معشوق به یک جمله نگنجد با غیر

هر خروش از لبت آواره صحرایی کن

یوسف ار نیست به یوسف نه که هم مرحله است

هر چه بینی تو درین قافله سودایی کن

گر ره کعبه درازست فصیحی باری

دیده غارت نقش کف پایی کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تمناست. شاعر از عشق می‌گوید و از کسی می‌خواهد تا در این احساس عمیق غرق شود و به زیبایی‌های آن توجه کند. او به تصویر باغی اشاره می‌کند که فقط نام عشق در آن می‌شکفد و از شخص می‌خواهد که از دل و گوش خود بگذرد و زیبایی‌های عشق را ببیند. شاعر همچنین تأکید می‌کند که نام معشوق نمی‌تواند با هیچ چیز دیگری بیامیزد و هر صدایی که از لبان او خارج می‌شود، باید به سوی عشق باشد. در پایان، به اهمیت دیدن و تجربه کردن عشق در پیاده‌روی به سوی هدف‌های بلندتر اشاره می‌کند.