شمارهٔ ۲۱۳ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
خرمن کن این گیاه و به برق فنا نمای
یک کاروان هنوز نرفتهست سوی دوست
اینک ره حرم تو به ما نقش پا نمای
این مختصر نظاره ما درخور تو نیست
ما را تمام دیده کن و رو به ما نمای
چون نخل شعله ریشه در اخگر فرومبر
چون برق بر هوا شو و نشو و نما نمای
جانت فصیحی از تب بیگانگی گداخت
خود را ببر بر آن نگه آشنا نمای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت گلها اشاره دارد و از این میخواهد که زیبایی آنها را برباید و به فنا بدهد. او همچنین به عشق و دوستی اشاره میکند و میگوید که هنوز کاروانی به سوی معشوق نرفته و این مسیر به ما نشان داده میشود. شاعر به عشق خود اشاره میکند و میخواهد که این عشق به طور کامل دیده شود. در نهایت، او به حالت بیقراری و جدایی خود میپردازد و از معشوق میخواهد که خود را به او نزدیک کند و رابطهای آشنا ایجاد کند.