نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت

بر من و زندگی من دل ماتم می‌سوخت

برق شوقی که ز خاکستر بلبل می‌جست

ذوق آرایش گل در دل شبنم می‌سوخت

مرهم از زخم دل خون جگر سوختگان

درد می‌چید و دل از غیرت مرهم می‌سوخت

دم عیسی شد و رسوایی اعجاز کشید

دود آن شمع که در خلوت مریم می‌سوخت

مست یکرنگی عشقیم فصیحی کامشب

در یک آتشکده نامحرم و محرم می‌سوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر حس عمیق غم و سوختگی را به تصویر می‌کشد. او از شعله‌های آتش دل خود می‌گوید که به زندگی‌اش آسیب می‌زند. شوق و آرزوها نیز با درد و ماتم در آمیخته‌اند. شاعر اشاره می‌کند که زخم دل و مرهم‌ها نیز در حال سوختن‌اند و همه این احساسات در یک فضای عاشقانه و روحانی تجربه می‌شوند، همراه با اشاره به معجزات و رازها. در نهایت، شور و شوق یکرنگی عشق در یک آتشکده، نماد تمایز بین محرم و نامحرم را نشان می‌دهد.