نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت

کدام خون که نه بر خاکش آرزوی تو ریخت

شکست ساغر ما را به سنگ بدنامی

نخست آنکه می‌حسن در سبوی تو ریخت

به کیش عشق همی خونبهاش باید داد

زمانه خون کسی را که نه به کوی تو ریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی صحبت می‌کند و به تأثیرات عمیق آن بر زندگی اشاره دارد. شاعر از آبرو و خون و احساساتی که به خاطر عشق به معشوق از دست رفته‌اند، سخن می‌گوید. او به شکست ساغر (نماد شادی و می) و نام بدی که بر او رفته، اشاره می‌کند. در نهایت، به این نکته می‌پردازد که عشق باید بهایی داشته باشد و کسی که عشقش به معشوق (دیده نشده) است، نباید خونش هدر برود. در کل، این شعر درباره درد و رنج ناشی از عشق و وفاداری است.