شمارهٔ ۲۷ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هجر تو جزو اول دیوان محنتست
وین چاکهای سینه گل باغ فرقتست
غمهای مرده در دل ما زنده کرد هجر
گویا شب فراق تو روز قیامتست
دیریست که نظاره ما پردهنشین است
بی دوست در اقلیم وفا رسم چنین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها شاعر از درد هجران و فراق محبوبش سخن میگوید. او میگوید که هجران معشوقش جزو بزرگترین دردهای اوست و دردهایش همچون چاکهایی در سینهاش نمایان است. غمهای گذشته در دل او زنده شده و فراق معشوقش را به روز قیامت تشبیه میکند. سالهاست که او در غم و انتظار نشسته و میگوید زندگی بدون محبوب در سرزمین وفا اینگونه است.