نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است

گوهر گوش بدین نیش نسفتن ستم است

خواب نامحرم و در دیده رخش پرده‌نشین

گر همه بر دم تیغ است که خفتن ستم است

راز حسن از دم روح‌القدس آزرده شود

سر هر موی زبان کردن و گفتن ستم است

دیده خمیازه کشد بی می نظاره او

ورنه بی دوست برین غنچه شکفتن ستم است

نوبهار جگر ریش فصیحی غم اوست

گرد اندوه ازین غمکده رفتن ستم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنجی عمیق می‌پردازد که به خاطر ستم و محرومیت از عشق و زیبایی تجربه می‌شود. شاعر ناله را به عنوان یک راز پنهان توصیف می‌کند که در دل نگه‌داشته می‌شود و می‌گوید که چشم‌انتظاری و آرزوی وصال معشوق در وضعیت ستم و ناکامی به سر می‌برد. او همچنین اشاره می‌کند که عشق و زیبایی نه فقط منجر به شادی بلکه سبب رنج هم می‌شود و در نبود معشوق، زندگی به شدت دشوار می‌گردد. در نهایت، شاعر غم را به مثابه بهاری تلخ توصیف می‌کند که از دل شکستگی و اندوه ناشی شده است.