نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست

دیده‌ام دریای خون از حسرت دیدار تست

کعبه را گراد سر بتخانه آرد در طواف

کاروان‌سالار کفر ار حلقه زنار تست

سالها بر حال زار خویش خون باید گریست

زنده‌ای را کش هوای نشئنه‌ی دیدار تست

خون شدی ای جان غم فرسوده از رشک و هنوز

عالمی در حسرت این غمزه خونخوار تست

غیر سرخوش از می وصل و فصیحی سرگران

ای مروت ای محبت دشمنی‌ها کار تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عمق غم و درد خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که عشق و دلتنگی مثل آتش دوزخی او را می‌سوزاند و حسرت دیدار معشوقش به دریایی از خون تبدیل شده است. حتی اگر کعبه به دور معشوق بچرخد، این عشق کفرآمیز احساسات او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. او سال‌ها در حال زاری برای حال زار خود بوده و از عشقش رنج می‌برد. در این بین، او به غم و رشک خود اشاره می‌کند و اینکه دنیا از غمزه‌های معشوقش پر است. در پایان، شاعر به محبت و مروت اشاره کرده و می‌گوید که گاهی دشمنی‌ها نیز بخشی از محبت است.