شمارهٔ ۳۵ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
امشب از دولت دیدار تو عید نظرست
دیده را بر سر هر یک مژه رقص دگرست
از نگه دیده سبکبالتر آید سویت
مژه پنداری بر دیده مشتاق پرست
رتبه حسن بلندست چه حاجت به نقاب
بهر منع نگهی کز مژه کوتاهترست
نگه از روی تو آمد مژه کرد استقبال
وین زمان دیده ز رشک مژه خونین جگرست
نشئه خون جگر بود فصیحی آهم
وین زمان سبزه سیراب بهشت اثرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به زیبایی عشق و شوق دیدار معشوق اشاره دارد. شاعر از عید دیدار و شگفتیهای آن سخن میگوید و میگوید که هر مژهاش به نوعی رقص میکند. او بیان میکند که نگاهش به سمت معشوق میرود و مژهها به نوعی به استقبال نگاه او میآیند. شاعر همچنین به بلندی مقام زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که نیازی به نقابی برای پنهان کردن زیباییاش نیست. در نهایت، او به احساست عاشقانهاش اشاره میکند و از زیباییهای بهشت سخن میگوید.