نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما و من برلب مرغان چمن بسیارست

ما چنینیم که هستیم سخن بسیارست

کشته بی‌تیغ شو وبی کفن آ در بر خاک

منت تیغ و تمنای کفن بسیارست

کو سری لایق فتراک و تنی در‌خور خاک

ورنه میدان غمش را سروتن بسیارست

سینه بگدازم دل خون کنم و جان سوزم

شعله شوقم و خاصیت من بسیارست

توبه‌ای نیست فصیحی که شکستن ارزد

ورنه از دولت می‌ توبه‌شکن بسیارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تجربیات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که در دنیای ما، انسان‌ها و موجودات بسیار وجود دارند، اما ما همان‌طور که هستیم، به خودمان افتخار می‌کنیم. او از مفهومِ جان‌باختن بدون جنگ و یا بدون تابوت می‌گوید و بر این موضوع تأکید می‌کند که درزندگی، آرزوها و دردهای بسیاری وجود دارد. شاعر به دنبال کسی است که شایسته عشق و احترامی واقعی باشد، وگرنه غم و اندوه به وفور در اطراف اوست. او همچنین به شعله شوق درون خود اشاره می‌کند و این را بخشی از ویژگی خود می‌داند. در نهایت به این نکته می‌پردازد که توبه کردن در مقابل زیبایی‌های زندگی ارزش چندانی ندارد، زیرا افرادی که خود را از لذت‌های زندگی محروم می‌کنند، بسیارند.