شمارهٔ ۴۰ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
وفای عهد ز خوبان عهد ما غلطست
نسیم عافیت از گلشن بلا غلطست
کتاب حسن بر استاد عشق خواندم گفت
درین میانه همین آیت وفا غلطست
حدیث طور شنیدی به کوی عشق گذر
ز ما مپرس که این قصه راست یا غلط ست
حیا به گوش ادب دوش در چمن می گفت
که خنده گل و بیتابی صبا غلطست
زبان عشق خموشیست لب ز ناله ببند
که در طریق ادب عرض مدعا غلطست
پرست غنچه خاموش را ز گل آغوش
به عندلیب بگویید کاین نوا غلطست
به دوست قصه جان دادن فصیحی را
چو هجر گفته دگر گفتگوی ما غلطست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به نقد و تحلیل وفاداری و صداقت در عشق میپردازد. شاعر میگوید که وفای عهد و وفای به قول در رابطههای عاشقانه ممکن است واقعی نباشد و در واقع، خود عشق به نوعی حضور در تناقضات و کشمکشهاست. او از زبان داستان عشق و نقل قولهای مربوط به آن صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که بیان حقیقت در این زمینه دشوار است و آنچه که به ظاهر درست میآید، ممکن است در واقع اشتباه باشد. شاعر تأکید میکند که در این عشق و ارتباطات، ممکن است فهم درستی وجود نداشته باشد و تعابیر متفاوتی از وفاداری و جدایی مطرح شود.