شمارهٔ ۴۱ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در مذهب ما هر چه بجز دوست حرامست
گر خود همه ذوق طلب اوست حرامست
لاف چمنآرایی غم بلبل ما را
بیناله به تن گر همه یک موست حرامست
نظاره هر دیده که پرورده به خون نیست
ز آن دیده تماشای رخ دوست حرامست
بر شیفته تابش خورشید محبت
گر سایه آن قامت دلجوست حرامست
پیمانشکنان را سر ما نیست که بر ما
گر خود شکن طره گیسوست حرامست
کو دیر که در صومعه زشتپرستان
دیدیم هر آن جنس که نیکوست حرامست
با دوست به یک پوست نگنجیم فصیحی
وین طرفه که بی دوست به تن پوست حرامست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت و ارادت به دوست در مذهب و عشق میپردازد. شاعر میگوید که هر چیزی غیر از دوست حرام و ناپسند است. او به زیباییهای دنیا اشاره میکند و میگوید که بدون ناله و غم، آن زیباییها ارزش ندارند. هر نگاهی که به خون محبت آلوده نباشد، به تماشای دوست حرام است. همچنین، او از پیمان شکنان و زشت پرستان انتقاد میکند و تأکید میکند که برای دلبستگی و عشق واقعی، تنها دوست مهم است و هر چیز دیگر که بدون او باشد، بیمعنا و حرام است. به طور کلی، این شعر بیانگر اولویت عشق و دوستی بر همه امور زندگی است.