شمارهٔ ۴۴ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
از شوق نسیم چمنی جامه درانست
بر داغ من آتش مفشان کاین گل بدروز
بدنام کن سلسله باد خزانست
ما پیر خرابات بجز غم نشناسیم
کز همت او دیده ما شعله فشانست
نازک شدن رشته عهد و نگسستن
رمزیست که تفسیر وی آن موی میانست
از شش جهتم پرتو خورشید درآمد
چون دید که بر پیکر من سایهگرانست
یک لخت جگر بر مژه بیداغ غمی نیست
من کوه غمم دامن من لالهستانست
یک موی من از دوست تهی نیست فصیحی
وین طرفه که هر موی به راهی نگرانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف عمیق و دلنگرانی شاعر است. او از عشق و شوق خود به باغ و نسیم صحبت میکند و ناراحتیاش از وضعیت دلشکستهاش را به تصویر میکشد. شاعر به پیری و غمنشینی اشاره دارد و بیان میکند که زندگیاش تنها پر از غم و اندوه است. با اشاره به ظرافت و شکنندگی روابط انسانی، او از زیبایی و طراوت عشق خود سخن میگوید، در حالی که قلبش تحت فشار غم قرار دارد. تمام این احساسات در تصاویری از طبیعت و عشق به تصویر کشیده شدهاند.