شمارهٔ ۴۹ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
و آن شمع برافروخته از انجمن کیست
شمعی که چراغ دل ما روشن ازو شد
روشن شود ای کاش که در انجمن کیست
جان یافتم از بوی تو ای باد سحرگاه
این بوی خوش از طره عنبرشکن کیست
بویی که منور شد ازو دیده یعقوب
بو بردهام امروز که در پیرهن کیست
آن مرغ که رم کرد ز من رام که گردید
و آن روح که رفت از تن من در بدن کیست
شبها دو لب من بهم از ناله نیاید
تا او همه شب خفته دهن بر دهن کیست
در نظم فصیحی رقم نام چه حاجت
پیدا بود از حسن ادا کاین سخن کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیبایی و محبوبیت یک شخص خاص میپردازد که شبیه یک سرو خرامان و شمعی در انجمن است. شاعر از این شخصیت یاد میکند و احساساتش را نسبت به او بیان میکند. او به بوی خوشی که از معشوق به مشامش میرسد اشاره دارد و همچنین به روح و جانش که به خاطر این شخص آرامش یافته است. سوالاتی را مطرح میکند که نشاندهنده حسرت و کنجکاوی اوست و در نهایت، به زیبایی و خاص بودن این شخص تاکید میکند که نیازی به توصیف ندارد، زیرا خود زیبایی و جذابیت او واضح است.