نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست

خون بهتر از میی‌ست که آن را خمارنیست

از بس هجوم گریه ز دریای چشم من

هر قطره لجه‌ای‌ست که آن را کنار نیست

بر گلستان غیر بهارست چار فصل

باغ مراد ماست که هیچش بهار نیست

ای هوشمند صحبت می‌ مغتنم شمار

جز می درین دو میکده یک هوشیار نیست

خوش گلشنی‌ست عافیت اما در آن چمن

گلهای داغ بر سر جان فگار نیست

ساقی مده شراب که در کام عیش ما

بی خون گر آب خضر بود خوشگوار نیست

گویا ازین خرابه فصیحی کشید رخت

کامروز آسمان و زمین سوگوار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مقایسه ارزش‌ها و احساسات می‌پردازد. او می‌گوید که آتش و خون بهتر از گل و می‌ هستند، زیرا آن‌ها عمق عواطف انسانی را نشان می‌دهند. اشک‌هایش مانند دریا، بی‌پایان و بی‌نهایت است. او اشاره می‌کند که باغ زندگی او هرگز بهار نخواهد داشت و از آن لذت نمی‌برد. همچنین به خوشی‌های موقتی و عدم وجود هشیاری در میکده‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به سوگ و اندوهی اشاره می‌کند که بر آسمان و زمین حاکم است و از وضعیت نابسامان زندگی ابراز تأسف می‌کند.