نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از عافیت طراوات گلزار کس مباد

این شعله مهربان خس و خار کس مباد

از وصل جوش داغ نیازم فرو نشست

مرهم طبیب سینه افگار کس مباد

بوی طرب چو غنچه کند سرگران مرا

این گل نصیب گوشه دستار کس مباد

دوزخ مرا ز روضه رضوان نکوترست

این خاک سایه‌پرور دیوار کس مباد

نه شربت غمی نه جگر سوز ماتمی

بیمار دار کس دل بیمار کس مباد

دام و قفس به ناله درآید ز ناله‌ام

این مرغ دل‌شکسته گرفتار کس مباد

غم دوش بی‌حجاب فصیحی دلم شکست

رنگ حیا شکسته به رخسار کس مباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف حالت‌های عاشقانه و دردهای عاطفی پرداخته است. شاعر به زیبایی‌های گلزار و محبت اشاره می‌کند و از تنهایی و نیازش سخن می‌گوید. در اینجا، او از غم و اندوه خود می‌گوید و آرزو می‌کند که کسی چنین احساسی را تجربه نکند. او می‌گوید که عذاب‌هایش، حتی از دوزخ نیز بیشتر است و زندگی بی‌درد او را بر زندگی پر از رنج دیگران ترجیح می‌دهد. احساساتش را به صورت مرثیه‌وار بیان می‌کند و آرزو می‌کند که هیچ‌کس به این حالات دچار نشود. در نهایت، او از دردهایی که بر دلش نشسته سخن می‌گوید و آرزوی آسایش برای دیگران دارد.