نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

غم عشقت به عالم در نگنجد

بلی این روح در پیکر نگنجد

دلم از مهر غم پرگشت چندان

که ترسم غم در آن دیگر نگنجد

شهید خنجر شوق تو چندان

به خود بالد که در محشر نگنجد

شراب شوق ما را نشئه‌ای هست

که در پیمانه و ساغر نگنجد

مریضان بلا بالین غم را

هوای عافیت در سر نگنجد

فصیحی شاهد نومیدی ما

حریف صبر را در بر نگنجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عمق و عظمت غم عشق اشاره کرده و می‌گوید که این غم آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان آن را در دنیا جا داد. او از احوال دلش می‌گوید که پر از محبت و غم شده و می‌ترسد که دیگر تحمل آن را نداشته باشد. همچنین به شدت شوق و اشتیاق اشاره می‌کند که به اندازه‌ای است که نمی‌توان آن را در امکانات مادی محدود کرد. شاعر به احساسات عمیق و پیچیده‌ای اشاره دارد که در برابر سختی‌ها و ناامیدی‌ها قرار دارد و نشان می‌دهد که در دل خود، امید و صبر را نمی‌تواند نگه دارد.