شمارهٔ ۷۲ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
از شعله مو به موی مرا مایهدار کرد
اقبال دیدهبین که ز مصر وصال دوست
بر هر نگاه حسرت دیدار بار کرد
شوخی نگر که شعله یک لالهزار داغ
از ما گرفت و بر جگر ما نثار کرد
ابری برآمد از چمن عشق داغ ریز
گلزار بودم از کرمم لالهزار کرد
چون بوی گل مرید نسیمم که فیض آن
هر جا گذشت همچو منش بیقرار کرد
پیمود از آن شراب به من چشم مست دوست
کز توبه نکرده مرا شرمسار کرد
دل را سموم اشک فصیحی تمام سوخت
آخر گیاه تشنهلب ما بهار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأثیرات عشق و شوق دیدار محبوب اشاره میکند. او از برق و شعلههای عشق سخن میگوید که بر زندگیاش تأثیر مثبت و منفی گذاشتهاند. حسرت دیدار محبوب و شادی ناشی از عشق را توصیف کرده و به زخمهایی که عشق بر دلش گذاشته اشاره میکند. همچنین، نمادهایی چون گل و نسیم را به کار میبرد تا حال و هوای عاشقانهاش را نشان دهد. در نهایت، او احساس خشکسالی و تشنگی را مطرح میکند که عشق میتواند برطرف کند.