شمارهٔ ۶۸ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
که مرگم گرد جان بهر مبارک باد میگردد
به فتراک محبت من همان صید گرفتارم
که بسمل گشته و گرد سر صیاد میگردد
به جای باده خون در ساغرست امروز خسرورا
همانا یاد شیرین در دل فرهاد میگردد
فصیحی زار مینالد مگر جان میدهد از غم
که امشب ماتمی بر گرد این فریاد میگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شرح درد و رنج عاشقانه میپردازد. شاعر با زخمهای جفا، شادی را غیرممکن میداند و به مرگ و زندگی اشاره میکند. او خود را به عنوان صید گرفتار محبت توصیف کرده که در دستان صیاد (معشوق) قرار دارد. شاعر در حال حاضر به جای شراب، خون را در ساغر میبیند و یاد عشق شیرینش در دل فرهاد را به خاطر میآورد. همچنین، فصیحی، گویا از غم جان میدهد و به ماتمی بر گرد فریادش اشاره دارد. بهطور کلی، این اشعار به بیان عواطف عمیق و درد عاشقانه میپردازد.