نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد

شعله طور چراغ دل خس نتوان کرد

طوطیان گر لب دریوزه به حسرت بستند

شکرستان همه در کام مگس نتوان کرد

چون حیا پرده‌نشین شو که گل خوبی را

دست فرسود نگاه همه کس نتوان کرد

بال وپر سوز که تا ثروت پروازت هست

به مراد دل خود سیر قفس نتوان کرد

کو ره شوق که از ناله لبی شاد کنم

خفته در مرحله تقلید جرس نتوان کرد

همه تن بال شو و دامن پروازی گیر

تکیه بر گرم رویهای نفس نتوان کرد

چه طلسمی است فصیحی که ز میدان وفا

پیش نتوان شد و روباز به پس نتوان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان محدودیت‌ها و دشواری‌های زندگی انسان می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند دکان هوس و شعله طور، نشان می‌دهد که نمی‌توان به آرزوها و خواسته‌های دل رسید. او به حسرت طوطیان و مگس‌ها اشاره می‌کند که در جستجوی شکر و لذت، نمی‌توانند به هدف خود برسند. همچنین تاکید می‌کند که اگر انسان حیا داشته باشد و به خود بپردازد، نمی‌تواند به راحتی به آرزوهای دیگران دست یابد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که در میدان وفا، با فصاحت کلام و نیکوکاری، نمی‌توان با تکیه بر نفس و تقلید به حقیقت دست یافت. در کل، شعر حاکی از تلاش و جنگ انسان با محدودیت‌ها و نیاز به تلاش برای رسیدن به خواسته‌هاست.