نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد

چو غنچه کاش این سر در گریبان کفن خندد

تو گر صیاد خونریزی من آن صید گرفتارم

که چون بسمل شوم هر قطره خونم به من خندد

چو از مهر و وفایت قصه آغازم زبان گرید

چو از صبر و شکیب خویشتن لافم سخن خندد

ذخیره‌ست آسمان را خنده‌های خرمی بر لب

که تا روزی به کام خویشتن در مرگ من خندد

چه ابر تیره‌بختم من فصیحی کاندرین گلشن

چو من خندم چمن گرید چو من گریم چمن خندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حالتی از ناامیدی و سردرگمی شاعر اشاره دارد. او از سرنوشت و غصه‌هایش سخن می‌گوید و به این نکته می‌پردازد که کیفیت زندگی‌اش چقدر تحت تأثیر وضعیت درونی‌اش قرار دارد. شاعر خود را مانند غنچه‌ای در کپنی تصور می‌کند که به دنبال آرامش است. او از درد و رنجی که تجربه می‌کند صحبت می‌کند و به قدرت احساسات اشاره می‌کند که حتی در مرگ هم ممکن است بر او خنده‌ای تحمیل کند. در نهایت، او می‌گوید که وضعیت غمگین او موجب اندوه و شادی متقابل در طبیعت اطرافش می‌شود.