شمارهٔ ۷۵ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد
بال بر هم زد تمام عمر و پروازی نکرد
لاف اقبال کلیدی زد زبانم سالها
لیک هرگز فتح قفل مخزن رازی نکرد
دوش غم را لذت انجام در آغاز بود
عقل کانجا می ندارد کارش آغازی نکرد
عشقم از بس کرد پنهان رفتم از یاد حبیب
آنچه محرم کرد با من هیچ غمازی نکرد
چشم مستش را فصیحی صد هنر بیش است لیک
خویش را هرگز شهید جلوه نازی نکرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ناکامیها و ناتوانیهای شاعر در ابراز خود و عشق میپردازد. شاعر از ن inability خود در صید زیباییها، پرواز آزاد و گشایش رازهای درون صحبت میکند. او به چالشهای ذهنی و عاطفی خود اشاره دارد، از جمله اینکه چگونه عشق او به خاطر پنهانکاری از یاد رفته و هیچکدام از لحظاتش به نتیجه نرسیده است. در نهایت، شاعر بیان میکند که هرچند زیباییهای عشقش قابل توصیفاند، اما خود او هرگز نتوانسته است به آن زیباییها دست یابد.