نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد

به هر سو بگذرد ملکی ز حسن جاودان گیرد

شکنج دام ز آن‌سان دلفریب صید شد کز غم

فروریزد پر وبالش چو نام آشیان گیرد

سجود عشق برخود فرض کردم تا جبین دارم

بود روزی ازین آتش مرا دودی به جان گیرد

سر شمع‌ست دولتمند و من پروانه اویم

که از فیضش مرا هم شعله شامی در میان گیرد

دلت نازک‌ترست از رشته پیمان تو ترسم

که ناگه بی‌سبب نازک دلت از دوستان گیرد

مکن چون خنده تکیه بر لب گل کاندرین گلشن

نسیم نوبهاران فیض از باد خزان گیرد

فصیحی از جگر ناخواست امشب ناله‌ای سر زد

به بی ظرفی مبادا عشق ما را بر زبان گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار درباره قدرت و زیبایی عشق سخن می‌گوید و تأثیر آن بر زندگی و جهان را تمجید می‌کند. او بیان می‌کند که عشق می‌تواند وجود آدمی را پر از تجلی و زیبایی کند، به طوری که در هر لحظه نشانه‌ای از عشق در دنیا ظاهر می‌شود. او همچنین به شکنندگی و آسیب‌پذیری در روابط عاشقانه اشاره دارد؛ به ویژه اینکه دل‌ها به سادگی می‌توانند آزرده و نازک شوند. شاعر خود را به عنوان پروانه‌ای در برابر شمع عشق می‌بیند و از جدایی و رنج عشق می‌گوید. در نهایت، او هشدار می‌دهد که نباید دل را به دیگران بسپاریم، زیرا ممکن است فجایع ناگهانی رخ دهد و عشق ما را به زوال بکشاند.