نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد

چون نیابد دل شبیخون بر سر خویش آورد

زلفش آیین کرم داند که چون مهمان رسد

هر چه دارد از متاع کفر و دین پیش آورد

همت مفلس‌نواز ناز بین کز مردمی

هر زمان صد حمله‌ام بر جان درویش آورد

جان فدای جذبه حسنی که هر سو بنگرم

موکشان نظاره‌ام تا جانب خویش آورد

عشق چون فصاد گردد لخت لختم همچو دل

می‌شتابد تا که خود را در ره نیش آورد

ترک مذهب کن فصیحی زآنکه در اقلیم عشق

هر چه آرد بر سر ما ملت و کیش آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تأثیر عمیق آن بر دل انسان است. شاعر بیان می‌کند که عشق همیشه به دل حمله می‌کند و احساسات را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زلف معشوق به عنوان نماد زیبایی و کرم، همه چیز را به سوی خود جذب می‌کند. عشق با قدرت خود، هر نوع مذهب و اعتقادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و انسان را به کندوکاو در عمق احساساتش وادار می‌سازد. شاعر به تأثیرات عشق بر جان و دل اشاره کرده و از زیبایی‌ها و جذبه‌های آن سخن می‌گوید. در نهایت، اشاره به این دارد که عشق فراتر از اعتقادات مذهبی و فلسفی است و همه را به هم نزدیک می‌کند.