شمارهٔ ۸۰ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
بگو که تا بتواند خرابتر سازد
کرم نگر که فرستد هزار سیل جگر
چو دیده یک مژه خواهد ز اشکتر سازد
نه دیده سیر شود از تو و نه دل خرسند
چه چشمهای تو که آب تو تشنهتر سازد
میان دیده و دل گفتگو دراز کشید
اجل کجاست که این قصه مختصر سازد
بهانهجوست فصیحی دل حبیب کجاست
کسی که آه مرا دشمن اثر سازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف و احساسات عاشقانه پرداخته و نشاندهندهٔ عمق عشق و اشتیاق فرد است. شاعر از عشق به عنوان عاملی تخریبکننده یاد میکند که میتواند فرد را دچار درد و رنج کند. او به شدت به معشوق وابسته است و هیچگاه از دیدن و عشق به او سیر نمیشود. شاعر به ناامیدی از پایان این عشق اشاره میکند و در جستجوی کسی است که بتواند دردهایش را التیام بخشد و اثر کلماتش بر دل معشوق را عمیقتر کند. به طور کلی، این شعر بیانگر پیچیدگیهای عشق و خواستههای دل است.