شمارهٔ ۹۴ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ماییم جدا از تو به غم ساختهای چند
با یاد تو دل از همه پرداختهای چند
ماییم ز سودای بتان سود ندیده
بیفایده نقد دل و دینباختهای چند
دیدی که چسان راز مرا پرده دریدند
از روی نکو پرده برانداختهای چند
رخسار تو کردند به آیینه برابر
از بیبصری قدر تو نشناختهای چند
بگشای خدنگ مژه کز ذوق بمیرند
جانها سپر تیر بلا ساختهای چند
ارباب محبت چه کسانند فصیحی
در کوچه محنت علم افراختهای چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان حسرت و غم ناشی از جدایی و فراق میپردازد. او از درد دل و یاد معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که با وجود عشق به معشوق، از سود و فایدهای بیبهره مانده است. شاعر شکایت میکند که راز عشق او آشکار شده و دیگران قدر معشوق را نمیشناسند. همچنین از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جانها میگوید و به تعبیر ارباب محبت و الفت در میان دردها اشاره میکند. شاعر در نهایت به زبانی استعاری از مشکلات و پیچیدگیهای عشق و غم یاد میکند.