نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند

رنگ نفاق بر رخ سیاره بشکند

هر لحظه بشکند نفس از بار بی‌بری

کاش این نهال بیهده یکباره بشکند

ز آنجا که فتنه‌جویی حسن ستیزه خوست

مژگان ز باد دامن نظاره بشکند

عشقش کند به داروی بیچارگی درست

گر شیشه‌ات ز کشمکش خاره بشکند

هر شب کنم ز درد نفس صاف و تن زنم

ترسم ز ناله‌ام دل سیاره بشکند

گویم شهید کیست فصیحی ولی مباد

رنگ حیا در آن گل رخساره بشکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ناامیدی و درد ناشی از عشق و جدایی اشاره دارد. شاعر به تصاویر شکست و ناکامی اشاره می‌کند، از جمله شکستن ناوک در دل، نفاق در چهره سیاره و نفس‌هایی که از بار بی‌تفاوتی می‌شکنند. او به فتنه جویی و سختی‌ها در عشق اشاره کرده و از ترس ناله‌هایش که دل را می‌شکند، سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که چه کسی شهید واقعی است و نگران از اینکه رنگ حیا در زیبایی‌ها شکسته شود.