نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - مطلع دوم فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در چمن پیش لبت وا نشد ار غنچه رواست

که ز سامان جمال تو چمن تنگ فضاست

می تواند به دلم شیوه استغنا داد

آنکه سر تا قدمت را به تغافل آراست

دلبران عذر ستم خود طلبند از عشاق

تو جفایی که کنی عذر مرا باید خواست

می توان چاره ناز تو به استغنا لیک

نگذارد به خودم دل، چه کند عشق بلاست

مایل جنگی و از طرز نگه معلوم است

تشنه خونی و از رنگ تغافل پیداست

رو ترش کردنت از ناز برد غصه ز دل

گره چین جبینت گره عقده گشاست

نه همین حسرت پیکان تو در دل گره است

در دل از جوهر شمشیر توام آبله هاست

گفته ای در حق من حرف رقیب است صواب

این صوابی است که در سرحد اقلیم خطاست

جرم اگر خواستن تست گنه کار بسی است

این قدر فرق میان هوس و عشق چراست؟

روزی از خوان غمم هیچ مکرر نرسد

که مرا مادر طالع همگی نادره زاست

پرده چشم گر از گریه گشاید شاید

که نگاه تو ز کار دل من پرده گشاست

منت نیش غمم بر دل و جان بسیارست

که به عشق تو مرا چهره داغی آراست

عرض حسن تو ز تکرار مطالع غرض است

مهر هر روز در اقلیم دگر جلوه نماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این غزل شاعر به توصیف عشق و مشکلات ناشی از آن می‌پردازد. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چمن (زندگی) در برابر جمال معشوق کوچک و تنگ است. شاعر از ناز و طرز نگاه معشوق سخن می‌گوید که نشان‌دهنده تمایل به جنگ و جدال است. او همچنین می‌گوید که دلبران عذر ستم خود را از عاشقان طلب می‌کنند، اما معشوق باید عذر او را بخواهد. شاعر در عین حال به درد و غصه‌های عشق اشاره کرده و معتقد است که تفاوت زیادی بین هوس و عشق واقعی وجود دارد. او از غم خود و تأثیر آن بر روح و جسمش می‌گوید و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که زیبایی و محبت معشوق هر روز به شکلی جدید ظهور می‌کند. این اشعار نمایانگر عواطف پیچیده و دردهای ناشی از عشق هستند.