نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در عشق تو ناله پیشة ماست

گریه ورد همیشة ماست

از یک نگهش ز دست رفتیم

چشم تو هزار پیشة ماست

تا شیشة دل زدیم بر سنگ

هر جا پری‌یی به شیشة ماست

بی‌ریشه شدیم سبز لیکن

هرجا نخلی ز ریشة ماست

صد کوه به نیم ناله کندیم

این معجز کار تیشة ماست

با ما تا عشق کار دارد

بیکاری کار و پیشة ماست

ماییم هزبر عشق فیّاض

عالم، دربسته بیشة ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت فردی اشاره دارد که حتی زمانی که پنهان است، جلوه او همچنان در دل‌ها و افکار مردم مشخص است. شاعر می‌گوید هرچند معشوق به دلیل ناز و زیبایی‌اش خود را از چشم‌ها پنهان کرده اما رویدادهای عشق و دیوانگی ناشی از او آشکارا نمایان است. همچنین، او به شعله‌های عشق و آرزوی پنهان در دل‌ها اشاره می‌کند که نمی‌توان آن‌ها را پنهان کرد. در نهایت، شاعر از تأثیرات عمیق عشق و زیبایی معشوق بر زندگی و احساسات خود صحبت می‌کند و می‌گوید این تأثیرات همیشه مشهود و واضح هستند.