شمارهٔ ۱۳۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است
سپند جان ما را کرده در آتش که این خال است
چو برطرف رخ او زلف را دیدم یقین کردم
که روز وصل را شام فراقی هم به دنبال است
طریق دل خطرناک است زین جا سرسری مگذر
درین ره کمتر از زال است اگر خود رستم زال است
ز نقش غم دل آسوده در عالم نمیبینم
چو نیکو بنگری آیینه هم در زنگ تمثال است
نمیدانیم طرز قیل و قال بیغمان فیّاض
مدار ما نفس فرسودگان بر صحبت حال است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع عشق و جدایی میپردازد. او معتقد است که تصور رهایی از غم عشق و جدایی امری غیرممکن است. اگرچه به نظر میرسد که قطع رابطه ممکن باشد، اما دل او هیچگاه نمیتواند از معشوق جدا شود. همچنین او به رقیب خود اشاره میکند که در آرزوی وصال معشوق به دور از دسترس است و بیان میکند که حتی صحبت درباره این وصال نیز امکانپذیر نیست و همه چیز به نوعی غیرممکن به نظر میرسد.