شمارهٔ ۱۵۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به لب تا نغمة عیشم قرین است
مدار چرخ برچین ِ جبین است
شکوهم مانع افتادگی نیست
سرم بر چرخ و رویم بر زمین است
نظر جایی نمیاندازم از بیم
نگاهم را نگاهی در کمین است
لب پر خنده چون ساغر چه حاصل
چو مینا گریهام در آستین است
ز کشت همّتم یک جو طمع نیست
که این خرمن فدای خوشهچین است
حذر ای غنچه از دود دلم کن
که آه من طلسم آتشین است
ز چرخ از مهلت ده روزه فیّاض
مشو ایمن چنین دشمن متین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساساتی عمیق و عاشقانه را بیان میکند. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و به شدت وابستگی خود به معشوق را نشان میدهد. او اشاره به آتش عشق و عواطف شدیدش دارد و میگوید که مژگان معشوقش همچون ابری تر و غمگین است. زلف معشوق به عنوان عاملی برای آشوب و فتنه در شهر معرفی میشود. شاعر همچنین به فقدان آزادی بلبل در قفس اشاره میکند و میگوید که گلها به آواز پر بلبل گوش میسپارند. نهایتاً، او به بیخانمانی و بیپناهی خود در عشق اشاره میکند و میگوید که آوای غمانگیز او از دلش به لبش میرسد در حالی که عشقش او را به سفر دوری میبرد.