شمارهٔ ۱۵۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آه جگر ماست که آتش شرر اوست
مژگان تر ماست که صد ابر تر اوست
زلف تو که چون راهزنان گوشه گرفتست
هر فتنه که در شهر شود زیر سر اوست
بلبل به قفس داشتن امروز روا نیست
صد گل به چمن گوش بر آواز پر اوست
آن بت که نه در دارد و نه خانه کدامست؟
کاین نالة بیچارة ما دربدر اوست
در عشق ز بس نالة فیّاض ضعیف است
از سینه سوی لب ره دور سفر اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و نازنینی معشوق صحبت میکند که همیشه در ذهن شاعر حاضر است. شاعر به عشق و معجزهای که از لبخند معشوق ناشی میشود اشاره میکند و تأثیر عمیق آن بر احساساتش را بیان میکند. همچنین به زیبایی طبیعی و جاذبههای ظاهری او اشاره میکند که مانند آفتاب در زندگیاش میتابد و او را در بند خود گرفته است. در نهایت، شاعر از خیال و آرزوهای خود میگوید که تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار دارد.