نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است

یاد مستی رخنه در ملک شعور آورده است

نالهٔ بلبل سرودی یاد مستان داده است

بوی گل دیوانهٔ ما را به شور آورده است

من کجا و دست گل چیدن کجا ای باغبان

نالهٔ بلبل مرا اینجا به زور آورده است

عشق با من در ازل می‌کرد تقریر غمت

سیل، خاشاک مرا از راه دور آورده است

عشق را چندین هزاران دیدهٔ دیدار هست

عقل در بزم تماشا چشم کور آورده است

چهرهٔ بت آتش موسی است گویی پیر دیر

سنگ این بتخانه را از کوه طور آورده است

تا ز یاد خویش رفتم پُر شدم از یاد دوست

بیخودی ظلمت ز خاطر برده، نور آورده است

پیش ازین با ما نگاهش این گرانی‌ها نداشت

تا که بازش بر سر ناز و غرور آورده است؟

داده تا با خود قرار هم‌نشینی‌های غیر

زورها فیّاض بر طبع غیور قرار آورده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌ و لطافت احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر از حالت شکفتن و سرزندگی گل‌ها و غنچه‌ها سخن می‌گوید و به توبه و پشیمانی دل اشاره می‌کند. حتی پیاله‌ی سرخ رنگی که اشاره به میخانه دارد، نمادی از نشاط و جوانی است. در عین حال، شعر به غم و درد دل نیز می‌پردازد و نشان می‌دهد که این احساسات، ناشی از غرور و نازکی دل است. در نهایت، شاعر به بزم یار اشاره می‌کند و از عشق و محبت سخن می‌گوید که می‌تواند بر همه موانع غلبه کند.