نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست

گر زاهدی خشک نه دامان تری نیست

آشفتگی طّرة او بی‌سببی نیست

گویا به پریشانی دل‌هاش سری نیست

عطری نفس‌ارای مشامست، مگر باز

بوی تو در آغوش نسیم سحری نیست؟

بی‌قوّتیم بال و پر ناوک آهست

تا ناله رسا نیست امید اثری نیست

این کیست که از دست غمش همچو تو فیّاض

هر جا که نظر می‌فکنم دربدری نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، احساسات دردناک و غمگینی را به تصویر می‌کشد. شاعر به کمین غمزه و زیبایی معشوقش نشسته و از دوری او به شدت رنج می‌برد. او هر لحظه را با درد و اشک می‌گذرانند و در جستجوی نشانه‌ای از معشوقش است. در اشعارش، به حسرت و انتظار اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که در میان مردم، هیچ‌کس درد او را نمی‌فهمد. شاعر به زیبایی و جذابیت‌های معشوقش، در کنار درد و آتش محبتی که در دل دارد، اشاره می‌کند و از فقدان او احساس ناامیدی می‌کند. در نهایت، شاعر با تأکید بر رنج وجودی‌اش و نشان دادن نیاز به دیدار معشوق، به پایان می‌رسد.