نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست

خانه‌سوز صبر من جز شعلة ادراک نیست

پاکی دامانِ حسن از دولت شرم و حیاست

بی‌حیا گر دامن آیینه باشد پاک نیست

روی گرمی مجلسم هرگز ز شمع کس ندید

مجلس افروزی مرا چون آه آتشناک نیست

غیر گو آسوده‌خاطر بگذرد از پیش ما

آتش ما را دماغ خصمی خاشاک نیست

در کف اندیشة ما کار اسطرلاب کرد

پیش ما جام جمی بهتر ز برگ تاک نیست

در سر کوی بتان از اشک آتش جوش ما

مشت خاکی نیست کانجا اخگری در خاک نیست

تا درین غمخانه‌ای فیّاض با محنت بساز

نوشداروی طرب در حقّة افلاک نیست

گریه را بی‌کاوش مژگانت آب و رنگ نیست

ناله بی‌کیفیّت درد تو سیر آهنگ نیست

کی لب ناکام رنگ از بوسة او می‌برد

زآنکه در بازارِ دست او حنا را رنگ نیست

پای لغزی در ره عقل است ورنه با جنون

بوسه را ره بر دم شمشیر برّان تنگ نیست

گام اول منزل عجزست در وادی عشق

ماندگی‌ها اندرین ره بستة فرسنگ نیست

رهروان را پا نمی‌آید ز شادی بر زمین

در ره دیوانگی فیّاض باک از سنگ نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناکامی انسان در جست‌وجوی آزادی و عشق می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که آزادی دائمی وجود ندارد و بلبل (سمبل عشق) نمی‌تواند راحتی را بیابد. او از توانایی بی‌زبانان برای ابراز احساسات صحبت می‌کند و این که در دنیای عشق، هیچ چیزی بی‌معنی نمی‌شود. به طور کلی، شاعر از بی‌خبری و بی‌توجهی در گفتگوهای روزمره انتقاد می‌کند و همچنین به زیبایی‌های جهان هستی اشاره دارد که به عنوان ظاهری زینتی بر زندگی ما تأثیرگذارند.