نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست

بلبل ما تا نریزد بال فارغ بال نیست

بی‌زبانان عاجز از تقریر مطلب نیستند

عرض حاجت را زبانی چون زبان لال نیست

در دیار دل به چیزی برنمی‌گیرد کسی

هر متاعی را که عشق دلبران دلّال نیست

سر به سر اوراق اهل قال را گردیده‌ام

هیچ جا حرفی به ذوق گفتگوی حال نیست

نامة اعمال را از حرف عصیان زینت است

حخسن را فیّاض زیبی همچو خطّ و خال نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تلخی‌ها و ناکامی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که مشکلاتش ناشی از گردش زمان نیست، بلکه در فضایی که قرار دارد، آسمان بی‌نام و نشان است و هیچ‌کس نمی‌تواند به آسودگی زندگی کند. او به این نکته اشاره می‌کند که هر کس نسبت به دیگران ناکام‌تر است، در حالی که خندیدن به مشکلات ممکن است و نیازی به دشنام نیست. شاعر احساس بی‌تابی و درد ناشی از زخم‌های عاطفی را توصیف می‌کند و می‌گوید که در این دنیا، افرادی مانند شیخ و مفتی نمی‌توانند به عاشقان نزدیک شوند. در نهایت، poet به این نتیجه می‌رسد که برای رهایی از دردها باید از نام و ننگ‌های دنیوی گذشت، زیرا برای عاشقان، ننگی بدتر از نام وجود ندارد.