نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت

تا توان کردن به سوی او نگاه از شش جهت

وه که شد بر عضو عضوم ناتوانی‌ها محیط

ضعف بر من همچو مرکز بست راه از شش جهت

بی‌جهت را در جهت جستن طریق عقل نیست

می‌کنم دعوی و می‌آرم گواه از شش جهت

ماه و ماهی نیز از خیل‌ پرستاران تست

پادشاه حسنی و داری سپاه از شش جهت

گر به قدر مستی خود در نشاط آید کسی

می‌توان افکند بر گردون کلاه از شش جهت

من نیارم سوی او فیّاض دید از هیچ سو

گرچه او دارد به من دایم نگاه از شش جهت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر بیانگر این است که زندگی انسان مملو از زیان و حسرت‌های بی‌معناست. فرد در این سفر عمر، هر چه فکر و دانش کسب کند، به نتیجه‌ای نمی‌رسد و احساس خوشحالی در این مرحله دشوار ممکن نیست. عمر سپری می‌شود، اما به جایی نمی‌رسد و تلاش‌ها بی‌فایده به نظر می‌آید. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که ای کاش انسان‌ها در مسیر عدم حرکت می‌کردند تا از دستاوردهای بیشتر و سود بیشتری بهره‌مند شوند. به طور کلی، این شعر به پوچی و بی‌فایده بودن زندگی اشاره دارد.