شمارهٔ ۲۲۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
در پی هر چه دویدیم عبث بود عبث
سعی هر چند که در طیّ منازل کردیم
به مرادی نرسیدیم عبث بود عبث
تن به سفتن ندهد گوهر دریای مراد
رنج بیجا که کشیدیم عبث بود عبث
خبر از غبن ندارد چو تویی هرزه درای
هر چه گفتیم و شنیدیم عبث بود عبث
بر جهانگردی ما رشک چه دارد فیّاض
هر چه دیدیم و ندیدیم عبث بود عبث
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان عشق و جذابیتهای آن میپردازد و میگوید که بحث درباره عشق تو بیفایده است، زیرا عشق تو همه جا مطرح شده و تمام مسائل مربوط به آن روشن است. او اشاره میکند که اهل معرفت میدانند که عشق را نمیتوان با کلمات بیان کرد و تلاش برای بحث و گفتگو در این باره بیمعناست. همچنین، او به ناکافی بودن دلایل علمی و فکری اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که اگر کسی نتواند سخنانش را درک کند، بحث و گفتوگو بیفایده و ناپخته خواهد بود.