شمارهٔ ۲۶۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
ز خوبی هر چه دارد نازنینم نازنین دارد
در آزار دل من ضبط خود کی میتواند کرد!
که از صد عاشق بیخان و مان زلفش همین دارد
شب دیجور کرد اظهار همچشمی او روزی
سر زلفش هنوز از ننگ این، چین بر جبین دارد
منم فرمانروای کشور دیوانگی اکنون
که نقش پای من این عرصه را زیر نگین دارد
نمیدانم چه میخواند به من فیّاض جادوگر
ولی میدانم امشب هر چه خواند آفرین دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند. او از نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و به سادگی و عمق احساساتش اشاره دارد. شاعر آماده است تا جان خود را برای یک بوسه از معشوق بدهد و نشان میدهد که معشوقش به هیچ چیز جز دل خود اهمیت نمیدهد. همچنین به یاد زیباییهای دلانگیز و یاد معشوق، دلش پر از درد و اشتیاق است. در نهایت، شعر به لطافت زلف معشوق و تأثیر آن بر دل شاعر اشاره میکند.