نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد

در دل خیال کیست که خوابم نمی‌برد!

عمری است پای در گلم از گریه، چون کنم!

این سیل تندِ خانه خرابم نمی‌برد

از ضعف نیست قوّت از خویش رفتنم

وامانده‌ام چنان که شرابم نمی‌برد

راضی شدم به صلح ولی شهد آشتی

از کام تلخی شکرابم نمی‌برد

وز نالة شبانه جگر سوختم چه سود

کان مست ره به بوی کبابم نمی‌برد

لطفم خراب کرده به نوعی که تا ابد

از جا فریب ناز و عتابم نمی‌برد

خضرم که می‌شود! که درین وادی خطر

همراهی درنگ و شتابم نمی‌برد

آشفتة علاقة دستارم آن چنان

کز ره فریب طرف نقابم نمی‌برد

فیّاض همدمان ز بس از من رمیده‌اند

در آب اگر دهند گم آبم نمی‌برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حالت‌های عاشقانه و جستجوی عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از شجاعت و شوق خود در پی عشق سخن می‌گوید و به احساساتی همچون هیجان و نگرانی اشاره دارد. تصاویر پرنده و پرواز به عنوان نمادهای آزادی و تمنا در شعر به کار رفته‌اند و نشان‌دهنده‌ی میل شاعر به دستیابی به عشق و زیبایی است. او همچنین از گمگشتگی و دلتنگی در جستجوی معنا و هویت خود می‌گوید و در نهایت به دشواری‌ها و خطرات عاشقانه اشاره می‌کند.