نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد

رنگ از رخسارة مرغان دیبا می‌پرد

در محیط عشقم از بیم خطرناکی چه باک

کشتی شوقم به بال موج دریا می‌پرد

نامة گمگشتگان بر بال عنقا بسته‌اند

چشم بر راهانِ ما را دیده بیجا می‌پرد

جلوة شاهین بدست نو شکارم دیده است

مرغ روح من که در اوج تمنا می‌پرد

شوق اگر پر می‌دهد بی پای رفتن صعب نیست

تشنة ریگ روان صحرا به صحرا می‌پرد

در کمین مطلب نایاب دام افکنده‌ایم

دم فرو بند ای نفس پیرا که عنقا می‌پرد

ز آشنائی‌ها ز بس فیّاض رم‌ها خورده‌ایم

هر که نام ما برد رنگ از رخ ما می‌پرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف احساسات عمیق و غمگینی را به تصویر می‌کشد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت می‌کند و بیان می‌کند که لب‌های او چقدر تمایل به خورشید دارند. در ادامه، اشاره به زخم‌ها و دردهایی می‌کند که از عشق و جدایی ناشی شده‌اند. شاعر در بیان حسرت‌ها و آرزوهای ناچاش از گذشته می‌گوید و جستجوی پر شوقش برای یافتن آرامش را توصیف می‌کند. او همچنین به ارتباط بین اشک و یاد معشوق اشاره دارد و در نهایت، غم را بازتاب می‌دهد که ناشی از فقدان و حسرت است. در کل، شعر به زیبایی و ظرافت احساسات عاشقانه و دردناک می‌پردازد.