شمارهٔ ۳۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را
من چه میکردم به عالم گر نمیدیدم تو را
با همه مشکلپسندیهای طبع نازکم
حیرتی دارم که چون آسان پسندیدم تو را؟
یک بساط دهر شد زیر و زبر در انتخاب
زین جواهر تا به طبع خویش برچیدم تو را
من ز خود گم میشدم چون میشنیدم نام تو
خویش را گم کردهتر میخواستم دیدم تو را
کی قبول من شدی فیّاض در ردّ و قبول
تا به میزان رهی صد ره نسنجیدم تو را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و اهمیت شخصی اشاره میکند که برای او بسیار خاص و محبوب است. او بیان میکند که اگر این شخص وجود نداشت، زندگی برایش چه معنا و مفهومی نداشت. شاعر به دشواریهای خود در انتخاب و پسندیدن دیگران اشاره میکند و در عین حال از اینکه توانسته این شخص را برگزید، تعجب دارد. او به تأثیر این فرد در زندگیاش اشاره میکند و میگوید در هنگام یادآوری نام او، احساس گمگشتگی میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که انتخاب این شخص برای او بسیار ویژه و ارزشمند بوده و او نمیتواند خود را با دیگران مقایسه کند.