شمارهٔ ۳۶۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
الماس را به داغ جگر آشنا کند
ما و فریب گوشة چشمی که از فسون
بیگانه را به نیم نظر آشنا کند
نگذاشت شرم دوست که دل با هزار شوق
خونابه را به دیدة تر آشنا کند
شیون مکرر است بگویید عندلیب
این نغمه را به طرز دگر آشنا کند
ترسم که رفته رفته هوادار زلف تو
دست هوس ترا به کمر آشنا کند
تا شرم هست پردة بیگانگی بجاست
ما را شراب با تو مگر آشنا کند
فیّاض را چو تیغ به سر میزند رقیب
دستی که از غم تو به سر آشنا کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تأثیر عمیق عشق و زیبایی میپردازد. شاعر با ذکر آتش عشق، به قدرت آن اشاره میکند که میتواند حتی بدن او را آب کند و عمرش را به تابی کشیدنی تبدیل کند. او همچنین از تیغ عشق و نگاه معشوق سخن میگوید که به مانند دانهای برای صید دلش عمل میکند. شاعر بیان میکند که تحت تأثیر چشمان معشوق، خود را در خواب الفت میدهد تا شاید بتواند او را صید کند. در نهایت، شاعر به تقدیر و سرنوشت اشاره میکند که هیچگاه برای او روز خوبی رقم نزده است و زیبایی معشوق را به گونهای توصیف میکند که میتواند خورشید را نیز تسخیر کند.