شمارهٔ ۳۶۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
خنجر زبان گشاید و صد مرحبا کند
پیشت هجوم گریه امان اینقدر نداد
مرغ نگاه را که پر و بال وا کند
هر کس که زخم کاری ما را نظاره کرد
تا حشر دست و بازوی او را دعا کند
از انفعال روز قیامت چهها کشیم
گر عشق خون ناحق ما را بها کند
از وعدهٔ وصال تو خود را شهید کرد
فیّاض اگر رخ تو ببیند چهها کند!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دردناک عشق اشاره میکند. او بیان میکند که نشانه واقعی عشق، چشمی پر از اشک و تحمل درد است. عشق به گونهای است که برای رسیدن به معشوق، باید فداکاری کرد و حتی در دل عاشق، جدایی و غم وجود دارد. شاعر به ناز و زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که کسی که به عشق واقعی دست مییابد، باید برای آن بهایی پرداخت کند. همچنین، شاعر به خطرات عشق و سختیهای پیش روی عاشق اشاره میکند و از قدرت عشق و فداکاری در این مسیر سخن میگوید.