نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مطربی کو که نوای غم او ساز کند

تا ز دل شادی نا آمده پرواز کند

عیش ناساز بود زنگ درون می‌خواهم

صیقل موج غم این آینه پرداز کند

راست تا کنگرة عرش نگیرد آرام

ناله را چون نفس خسته سبکتاز کند

یک دم ار سایه کنی بر سر ما جا دارد

که به خورشید فلک سایة ما ناز کند

عندلیبان نفس سوخته را در گلزار

هر سحر نالة بیدار من آواز کند

حسرت تنگدلان منّت قاصد نکشد

نامه خود بال گشادست که پرواز کند

جرأت عشق گرت بال دماند فیّاض

آشیان مرغ تو در چنگل شهباز کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع عشق و احساسات عمیق اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که عشق واقعی به سادگی به دست نمی‌آید و رقیب می‌تواند با تمایل و عشق خود، محبت را در دلش جا کند. همچنین اشاره‌ می‌کند که اگر کسی بر لب معشوق خود بوسه‌ای بزند، عواطف و احساسات به شدت در دلش شعله‌ور می‌شود. شاعر همچنین از حسرت و درد ناشی از جدایی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که بر اثر این هجران، دل انسان همچون شمعی می‌سوزد. در نهایت، او به زیبایی و فریبنده بودن چشم‌های محبوب اشاره می‌کند که هیچ سحری نمی‌تواند او را از این حالت خارج کند.