نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

به جفا چون بتان قرار کنند

فکر عشّاق بیقرار کنند

تیره‌تر تا کنند عاشق را

دستة زلف، تار تار کنند

هر دم از جلوه گر دلی نبرند

بنشینند و پس چه کار کنند!

منّت مرهمش به جان دارند

هر که را خاطری فگار کنند

صید دشمن شدند ماهوشان

دوستان را چنین شکار کنند!

وه چه جادوگرند گلرویان

برگ گل را بنفشه زار کنند

غمگساری کنند نام ولی

غم دل را یکی هزار کنند

دست بر دست اگر زنند رواست

که خزان حنا بهار کنند

بهر خط می‌کشیم زحمت زلف

مشق ثلث از پی غبار کنند

عزّت هر که بیش، خواری بیش

سر منصور را به دار کنند

لطف پنهان کنند با فیّاض

صد جفا گرچه آشکار کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی شخصیت‌های بزرگ مانند خضر و مسیح نیز اگر از حضور او بهره‌مند شوند، تمام عمرشان را برای جستجوی او فدای می‌کنند. شاعر همچنین از ساقی می‌خواهد که پنبه را از دهان شیشه خارج کند تا اهل علم و فضل بتوانند درباره‌ی زیبایی محبوب صحبت کنند. به طور کلی، شعر به عشق و شوق دیدار محبوب اشاره دارد.