شمارهٔ ۳۶۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند
سر خیل فتنه هر چه تو گویی چنان کند
تاب نگه ندارم و داغم کزین ادا
آن بدگمان مباد تغافل گمان کند
چون زه کند کمان تغافل نگاه ناز
هر جا که هست سینة ما را نشان کند
فردا که ناتوانی ما را کنند وزن
میزان خدنگ قامت خود را کمان کند
چون عرض پیچ و تاب دهد جلوة قدش
فیّاض را تصور موی میان کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق و حسرتهای ناشی از آن است. او با تردید و اندوه از وضع خود مینالد و به این میاندیشد که حال او چه سرنوشتی خواهد داشت. او به شدت از دوری معشوق و نشانههای عشق و زیبایی او متاثر است و به تصاویر فلسفی و شاعرانهای از عشق و ناپایداری زندگی اشاره میکند. شاعر به شکنندگی روابط انسانی و تلخی فراق میپردازد و سعی میکند در میان تمام این عواطف ناراحتکننده، به معانی عمیق عشق و هستی پی ببرد. در نهایت، او در تضاد بین آرزوها و واقعیتهای موجود زندگی خود غرق شده و به نوعی سرنوشت محتوم خود را به چالش میکشد.