نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد

هر سر مو زاضطرابم چون رگ دل می‌جهد

آنچنان آمادة زخمم که هر گه در خیال

یاد آن مژگان کنم، خون از رگ دل می‌جهد

بسکه می‌پیچد غبار خاطرم بر دود آه

گردباد از شرم من منزل به منزل می‌جهد

می‌نهد عمدا به قصد سینة من در کمان

هر خدنگی کز کمان غمزه غافل می‌جهد

قتل عاشق دهشتی دارد که از تأثیر آن

تا ابد دل در بر شمشیر قاتل می‌جهد

درد بیمار تب غم را مداوا مشکل است

ای طبیب اینجا مرا نبض و ترا دل می‌جهد

می‌جهد از بزم ما پیوسته فیّاض از هراس

آن چنان کز صحبت دیوانه عاقل می‌جهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادها و تشبیهات مختلف، اثر وجود معشوق را بر روی خود بیان می‌کند. از نور آینه و خیال لب او که مست کننده است، تا زخم و درد ناشی از جاذبه‌اش که به نوعی تلخی را به یاد می‌آورد. همچنین، به سیاست عشق و ویژگی‌های خاصی که عشق به انسان می‌دهد، اشاره می‌کند و در نهایت عنایت و فیاضی که از معشوق می‌گیرد را توصیف می‌کند. به طور کلی، شعر به احساسات عمیق عاشقانه و تاثیرات معشوق بر زندگی عاشق می‌پردازد.