شمارهٔ ۴۴۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دل ز بس به عشق تو غمها شود لذیذ
ترسم به کام من غم دنیا شود لذیذ
در دادهایم تن به جفاهای روزگار
دشمن چو شد غیور مدارا شود لذیذ
امروز مینماید اگر صبر ناگوار
این شوربا به کام تو فردا شود لذیذ
لب را به خندهای نمکین تر کن آن قدر
کاین نیمرس کباب دل ما شود لذیذ
با این هوس فریب نگاهی که مرتراست
در کام دل مباد تمنّا شود لذیذ
یک آن قدر ز پرده برونآ که شوق را
در حسرت تو ذوق تماشا شود لذیذ
از بیکسی ز صحبت فیّاض خوشدلیم
تلخابه گاه در ره صحرا شود لذیذ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بهار را توصیف میکند و زیباییها و جلوههای بینظیر آن را به تصویر میکشد. بهار با بارش باران و رویش گلها، جهان را سرشار از طراوت و زندگی میکند. در این فصل، طبیعت به شکوفایی و زیبایی میرسد و عشق و شادی در دلها زنده میشود. شاعر به حسرت و شادیهایی که این فصل به همراه دارد اشاره میکند و بیان میکند که در میان زیباییهای بهار، احساساتی چون عشق و شوق نیز وجود دارد. بهار نه تنها نماد زندگی است، بلکه همزمان حسرتهای از دست رفته و اشتیاق به زندگی را نیز با خود به ارمغان میآورد. در نهایت، شاعر میگوید که در این فصل باید از زیباییها بهره برد چون فرصتها محدود هستند.