نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر

به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر

عجب شادابی‌یی در کشتزار شعله می‌بینم

به اشک گرم من پرورده گویی دانة اخگر

به من در گرم خونی لاف مشرب کی تواند زد

که از مینای من پر می‌شود پیمانة اخگر

زبان ناله در کام دل از بیم تو می‌دزدم

مباد این شعله پا بیرون نهاد از خانة اخگر

حدیث دل چه پردازی به بزم ناکسان فیّاض

به گوش خار و خس تا کی زنی افسانة اخگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و داغی که در دل دارد صحبت می‌کند. او می‌گوید که هر لحظه به یاد محبوبش، حس و حال دیگری پیدا می‌کند و اندوهش با یاد او بیشتر می‌شود. شاعر تلاش می‌کند تا از این افکار رهایی یابد، اما هر بار که می‌خواهد دلش را از این درد خالی کند، سودای دیگری در دلش زنده می‌شود. او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که با این بدن خاکی‌اش، نمی‌تواند به درستی عشق را تجربه کند و برای رسیدن به عشق واقعی، باید تغییراتی در وجودش ایجاد کند. پیامی از عشق و دگرگونی درون در متن نهفته است.